محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
130
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
چگونه لعن على ( ع ) برداشته شد ؟ لعنت نمودن بخاندان پيغمبر تا زمان عمر بن عبد العزيز ادامه داشت ، ولى عمر بن عبد العزيز از آن منع كرد ، علت منع آنطور كه خود عمر بن عبد العزيز مىگويد : اين است كه قرآن را پيش يكى از اولاد عتبة بن مسعود ميخواندم روزى از نزد من گذشت و من با بچهها مشغول بازى و لعن بعلى ( ع ) بودم استادم ناراحت شد و به مسجد رفت و من بچهها را رها كرده و براى خواندن قرآن به مسجد رفتم . استادم در مسجد به من بىاعتنائى كرد و نمازش را طول داد و پس از آن صورتش را درهم كشيد گفتم چرا ناراحتى ؟ ! گفت توئى كه چند روز است بعلى ( ع ) لعنت ميكنى گفتم آرى . گفت : از كجا دانستى كه على ( ع ) مغضوب خداست ؟ ! آيا اهل جنگ بدر و بيعت رضوان مغضوب خدا هستند ؟ ! گفتم : مگر على ( ع ) از اهل بدر است ؟ گفت : مفاخر بدر براى غير على ( ع ) نبود . گفتم : ديگر على ( ع ) را لعنت نميكنم گفت : بايد معاهده كنى كه ديگر چنين عملى انجام ندهى و من عهد كردم كه ديگر لعنت نكنم . عمر بن عبد العزيز ميگويد : روزهاى جمعه پدرم در مدينه بالاى منبر ميرفت و خطبه ميخواند و فصيح صحبت ميكرد ، ولى هنگاميكه بلعن حضرت امير ( ع ) ميرسيد مىديدم زبانش لكنت مىخورد ، ساكت ميشد ، به سختى مىافتاد ، در ميان مطلب محاصره بود من از روش پدرم تعجب كردم . روزى به او گفتم : تو گويندهء فصيحى هستى ولى هنگاميكه بلعن على ( ع ) ميرسى زبانت ميگيرد . پدرم گفت : اين مطلب را فهميدهاى ؟ گفتم بلى . پدرم گفت : اگر اهل شام و غير آنها فضائل على ( ع ) را بدانند ديگر كسى متابعت ما را نمىكند و اطراف اولاد على ( ع ) ميروند . اين كلمه در فكر من بود ، و با آنچه معلم من در كوچكى به من گفته بود ، در قلب خود نگاهدارى كردم ، و با خدا عهد كردم كه اگر بخلافت برسم لعنت نمودن على را بر طرف كنم . عمر بن عبد العزيز بعهد خود وفا كرد و لعنت را برداشت ، و گفت : بجاى لعن اين آيه را بخوانيد « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ . ( آيه 93 از سوره نحل ) « 1 »
--> ( 1 ) خدا به عدالت و كار نيك و بخشش بخويشان دستور داده ، و فرموده است از فحشاء و كار بد و ظلم كنارهگيرى كنيد . خدا پندتان ميدهد شايد اندرز بگيريد .